همه چیز در باره تازینامه: صفحه اصلی 
مهمان عزیز خوش آمدید ! شما بایدثبت نام کنید برای دسترسی کامل به قسمت های سایت.              نام کاربری: کلمه عبور:
عید فِطر یا عید فِرط ؟
توسط میلاد پازوکی در تاریخ آدینه (ناهید شید) 20 شهریور 7032 آريايي ميترايي - 11:58:17 در بخش نوشته های میلاد
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

گویا دیشب علی گالیله رفته بالا و ماه رو دیده و گفته خود خودشه ، فردا یعنی امروز عیده !

خوب اول از همه ، ما رو سننه ؟ مگه ماها عربیم ؟

بعدش مگه یک ماه ضرر و زیان و آسیب رسوندن به بدن و شلاق زدن مردم به جرم روزه خواری و هزار تا کثافت کاری دیگه جشن و شادی و پایکوبی داره ؟ اون هم طبق فرهنگ تازیان و بیابانگردان و وحشیان 1400 سال پیش ؟

هنوز که هنوزه زمان دقیق این آئین مسخره رو نمیتونند مشخص کنند ، جناب قاتل و مجرم باید بره بالا بگه عید شده . کسی باید اعلام کنه عید شده که از منفور ترین چهره های امروز ایرانه ، بعد با اعلام این آدم – همه باید بریزند جشن بگیرند !

ما ایرانیها باید مراسم کسانی رو جشن بگیریم که بهمون میگند نجس ! توی چت روم ها Shitie’s صدامون میکنند و از اجدادمون سلاخی کردند و با اینکه امروز از طرف حکومت ایران این همه ساپورت مالی و نظامی میشند باز هم به خون ما ایرانی ها تشنه هستند و در سرکوب و کشتارمون شرکت میکنند .

در کل این روز برای من روز فرط هست ، یعنی فرطی بخش بزرگی از مردم ایران ندونسته میروند و مراسم تجدد و عقب ماندگی بر پا میکنند و تازیان رو ستایش و پرستش .

این روز بر تخم تازیان و اعراب و دشمنان فرهنگ ایران مبارک باشه ، نه بر ایرانیان راستین .




خواندن / ارسال نظرات :0
دو کیلو ران گوسفندی 42 هزار تومان
توسط میلاد پازوکی در تاریخ يكشنبه (مهرشید) 8 شهریور 7032 آريايي ميترايي - 09:19:19 در بخش خبر
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

مملکتی که رهبر و منجی اش ته چاه زندگی کند نتیجه اش بهتر از این نمیشود




خواندن / ارسال نظرات :0
مراقب لابی های اینترنتی سپاه باشید
توسط میلاد پازوکی در تاریخ شنبه (کیوان شید) 7 شهریور 7032 آريايي ميترايي - 15:03:48 در بخش نوشته های میلاد
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

حدود 1 سال و نیم پیش در انجمنی به نام اندیشه ها ثبت نام کردم ، محیطی که در ابتدای ورود فکر میکنید یک محیط آزاد برای بحث کردن است چرا که در نگاه نخست با دیدن کاربرانی مانند مزدک بامداد یا وطن پرست فکر میکنید عجب محیطی که این کاربران آزاده در آن فعالییت دارند . ثبت نام در آنجا نیازمند هیچ گونه فعال سازی نیست و به محض پر کردن فرم و کلیک بر روی ارسال شما عضو میشوید .

به خودتان میگویید به به به عجب جای خوش آب و هوایی . چند روزی فعالییت میکنید و با کاربران دیگر آشنا میشوید .

عده ای از آنها از همان لحظه ورودتان و پس از نوشتن نخستین پیکتان یعنی درست بعد از اینکه فهمیدند شما چه کاره هستید و کدام طرفی شروع میکنند هر چه از دهانشان در می آید به شما میگویند ، اگر طرف آنها نباشید . کاربرانی مانند ارژنگ ، مرغ باران ، سازمان ملل ، اسپریت ، کشک ، میثاق ، محمد ، زیبا ، کمال و … برخی از این کاربران مانند میثاق با تمام ادعای ایرانی بودنشان عکس یک تروریست بین المللی یعنی حسن نصرالله را آواتار خود قرار داده اند .

کم کم بحث ها داغ میشود ، شما هم هر چه قدر خویشتن دار باشید گاهی موارد در برابر فحش های ناتمام این کاربران اقدامی میکنید ، فحش هایی که نه تنها شما بلکه تمام تاریخ و پیشینیان شما را هدف قرار داده اند .

بعد از یکی دو ماه از خودتان میپرسید چرا هنوز مزدک بامداد و وطن پرست پستی نفرستاده اند و یا اگر این کار را کرده اند 1-2 خط آن هم از نوع کل کل ! با خودتان میگویید لابد وقت ندارند یا سرشان شلوغ است ولی کم کم میفهمید که این افراد درست مثل من از این لجنزار سپاه فراری شده اند و فقط گاه گاهی سری میزنند و اگر مطلبی ببینند که خیلی خیلی چرند است ، پاسخی چرند تر به آن میدهند که سپاهی ها فکر نکنند خبری است .

ولی شما چون تازه کار هستید و محیطی باز پیدا کرده اید که با قاتلین مردم و و بنا بر شعار های مردم توله سگ های رهبر تبادل نظر کنید و متقاعدشان کنید که دارند اشتباه میکنند ادامه میدهید ، با برخی از آنها مودبانه و متمدنانه حرف میزنید و با برخی به تندی ، سند می آورید و تک تک سخنانتان را با آوردن منبع و ریفرنس مناسب از ویکی پدیا و خبرگزاری های خودی و غیر خودی اثبات میکنید . حتی برایشان آموزش برنامه نویسی قرار میدهید ، با همه اینها باز هم متهم میشوید به بیسوادی وکپی کاری و …

ولی تمام تلاش شما فایده ای ندارد و به خاطر استفاده از ریفرنس های خارجی مانند BBC یا صدای آمریکا یا رادیو فردا همزمان میشوید مزدور آمریکا و اسرائیل و انگلیس و وابسته به استکبار جهانی . اینجاست که متوجه میشوید هر چه قدر هم منطقی باشید حرف زدن با این افراد فایده ای ندارد انگار که چیزی به نام مغز در وجودشان نیست یا اگر هم هست فقط میتواند یک چیز را پردازش کند :” جمهوری اسلامی با ولایت مطلقه فقه و هر چیزی غیر از این بد است ” ، غرورتان به شما اجازه نمیدهد در برابر تمام اتهامات و فحاشی هایشان ساکت بنشینید در نتیجه به فعالیت خودتان ادامه میدهید ولی دیگر فعالیت شما بار علمی و جنبه منطقی ندارد و فقط شروع میکنید به کل کل با این افراد ولی هنوز هم فکر میکنید محیط بازش باعث میشود که بتوانید به فعالیت خودتان ادامه بدهید .

بعد از مدتی متوجه میشوید که تعداد پست هایتان کم و زیاد شده ، سری به پست های قدیمی میزنید و میبینید که پست هایتان پاک شده و یا ویرایش شده و فقط بخشی از آن باقی مانده که اتفاقا در همانجا شما از کلماتی مانند کثیف ، گند کشیده شده و مانند اینها استفاده کرده اید و زیرش از طرف یک بی نام و نشان با حدود 20 تا 30 پست اخطاری به چشم میخورد : “ کاربر فلانی چرا مدام در تلاشید برای بر هم زدن نظم تالار و کاستن از بار علمی آن ؟ مراتب تخلف شما به ادمین گزارش شد ” .

همین طوری که کف کردید که مگه چی کار کردید و اگر هم کاری کردید چرا به شما اخطار داده شده و بیخیال بقیه شده اند به بخش “انتقاد،پیشنهاد و پرسش از ادمین و گردانندگان” میروید ، بر روی پاسخ به مطلب کلیک میکنید و سوالی میپرسید : “چرا تمام آنچه من نوشته ام یا پاک شده یا تحریف ؟” ، اگر خیلی خوش شانس باشید یکی دو ساعت بعد همین اعتراض شما هم پاک میشود ! کفرتان در می آید و یک بار دیگه همین سوال را تکرار میکنید و باز میبینید که پاک شد ، خلاصه بی خیال میشوید و به کارتان ادامه میدهید ولی این بار این را میدانید که گردانندگان سایت بیطرف نیستند ولی با همه این حال اجازه انتشار مطالبتان را میدهند .

خوشحال و خرم ادامه میدهید و باز میبینید همان اتفاق ها تکرار میشود و هر بار یکی از گردانندگان به شما اخطار های اینچنینی میدهند ، کاربرانی که بالاتر گفتم و شما باهاشون کل کل شدید هم دارید در بخش های مختلف انجمن همین اخطار ها را بهانه میکنند و هر چه از دهانشان در می آید به شما میگویند ، خلاصه عصبانیت شما به حدی میشود که دوباره به بخش انتقادات میروید و شکایت میکنید که این چه وضعی است ؟ ولی با کمال تعجب میبینید که دسترسی شما به سایت بسته شده و در بخش “آگاهی نامه ها” چنین چیزی نوشته شده :

“فلان کاربر چون این انجمن را مرده ریگ نیاکان خویش پنداشته و بر پاد قوانین اندیشه ها هر کنش و واکنش دلبخواهی را انجام داده اند برای یک هفته بازداشت گذرا می شوند. شناسه سازی و دیگر کارهای بر پاد قوانین به بازداشت همیشگی ایشان خواهد انجامید.”

حسابی داغ میکنید دارید کف بالا میارید و از آنجایی که عضویت در آنجا بسیار آسان است یک شناسه کاربری دیگر میسازید و با آن اعتراض میکنید ولی باز میبینید که شناسه جدید شما هم بن میشود و هیچ اتفاق خاصی نمیوفتد ، تازه اینجاست که دوزاریتان می افتد که به چه لجنزاری وارد شده اید و برای همیشه قیدش را میزنید . پس آن  از شما به عنوان یک بیسوادِ فحاش در بخشی از سایت نام برده میشود و از همانجا به این نتیجه میرسند که تمام مخالفین حکومت مشتی بیسواد و وحشی و فحاش و بی فرهنگ و احتمالا دشمن ایران و ایرانیان و مزدور KGB و CIA و Mi6 و Mi5 و … هستند .

در بخشی مثل این : “محصولات فلسفی، دانشیک و خردگرایانۀ ! دشمنان سرزمین و دین ایرانیان

شما که دیگر فهمیده اید با چه جانورانی طرف هستید میروید رد کارتان و به دنبال زندگیتان و فکر میکنید که همه چیز تمام شده و در کل شما توی اون سایت بین 200 تا 300 پیک فرستاده اید و بعدش هم بن شده اید و جلوی شناسه تان نوشته شده : “بازداشت همیشگی” .

چند ماهی میگذرد ، در مورد من حدود 10 ماه . یک باره میبینید میل باکستان دارد منفجر میشود از ای میل ها یی از طرف سایت اندیشه ها که فلان کاربر به پست شما پاسخ داده !

با خودتان فکر میکنید که دسترسی شما باز شده و سری میزنید تا ببینید چه خبر است ، متوجه میشوید که در بخش هایی از سایت شمایید که آخرین پیک را فرستاده اید  ، همین طوری دارید کف بالا میارید که من که بن بودم  ! یعنی اینها تا به این حد بدبخت شده اند که کسی در طول مدت این 10 ما چیزی ننوشته و شاید برای همین است که شما را از بن در آورده اند . میروید ببینید آخرین چیزی که نوشته بودید چه بود .

با منظره ای شگفت انگیز روبرو میشوید . شما در سایت 1360 پیک فرستاده اید و کماکان بن هستید و یکی از آخرین پیک هایتان هم چنین چیزی است در حالی که به یاد نمی آورید که چه زمانی این پیک را فرستاده اید نگاهتان به تاریخ ارسال آن میوفتد : 23-8-2010

دیگه شما خیلی داغ کردید و میرید تمام آنچه به نام شما فرستاده شده را بررسی میکنید و میبینید اوه چه خبر است ، کمی بیشتر جستجو میکنید و متوجه میشوید پیک ها مربوط به یک کاربر بی نام و نشان است که همان بلا های بالا بر سرش آمده ولی چون بی نام و نشان بوده و بد نام کردنش سودی به حال سپاه و حکومت نداشته بهترین راه این است که نوشته هایش را بچسبانند به انتهای یک کاربر معروف تر که برای خود در دنیای اینترنت نیمچه شهرتی دارد و مدیر سایت های زنده یاد فاضلی و تازینامه هم هست و چندین برنامه متن باز هم نوشته که به صورت بین المللی مورد استفاده قرار میگیرد و البته در سایت رقیب یعنی گفتگو مدیر هم هست و در خیلی جاهای دیگر فعالیت دارد .

خوب فکر کنم کل داستان رو براتون نوشتم ، البته به صورت فشرده چون این داستان مربوط به بیش از یک سال نیم پیش تا به امروز است .

یکی از روشهای تخریبی سپاه و سیاه نشان دادن چهره مخالفان همین است برای همین همیشه در انتخاب تالاری که میخواهید در آن فعالیت کنید و بنویسید دقت کنید ، باید همه جوره دست سپاه را رو کنیم .

این رو هم بدونید که ثبت نام توی این سایت یا سایت های این شکلی میتونه براتون خطرناک هم باشه .




خواندن / ارسال نظرات :0
تازینامه دیگر فیلتر نیست !
توسط میلاد پازوکی در تاریخ سه شنبه (بهرام شید) 3 شهریور 7032 آريايي ميترايي - 17:19:48 در بخش خبر
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

اخیرا متوجه شده ام که برخی از سرویسدهندگان اینترنت در ایران این سایت را از فیلتر خارج کرده اند !

برای همین لازم دیدم به دوستانی که علاقمند به مطالعه مطالب تازینامه هستند گوشزد کنم که به هیچ عنوان بدون استفاده از VPN و یا فیلترشکن های مناسب وارد این سایت نشوید.

همچنین سایت زنده یاد فاضلی که گردانندگی آن را هم همین تیم بر عهده دارد نیز از فیلترینگ خارج شده است .

دوستان در ورود به این سایتها دقت کنید ، تا از طرف حکومت دینی و فاشیستی جمهوری اسلامی برای مراجعین این سایت مشکلی پیش نیاید .



خواندن / ارسال نظرات :0
مضرات روزه گرفتن از نظر علمي و پزشكي
توسط میلاد پازوکی در تاریخ آدینه (ناهید شید) 23 مرداد 7032 آريايي ميترايي - 14:58:38 در بخش نوشته های میلاد
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

روزه و مرگ سلولهای مغز:

زمانی که بدنی گرسنه میماند، ابتدا به پلی ساکاریدی بنام گلیکوژن در کبد دست مییازد اما میزان گلیکوژن در کبد به آنقدر نیست که پاسخگوی چند ساعت گرسنگی را بدهد.
پس بدن شروع به استفاده از چربیها میپردازد و چربیهای ذخیره شده را به نوعی کتون (cetone) تبدیل میکند. ( بوی بدی که از دهان روزه دار میآید، از همین کتون است)
بیشتر سلولهای بدن این کتون را بعنوان ماده مغذی بکار میبرند.
بغیر از مغز!
بلی
مغز فقط از گلوکز برای تهیه انرژی جهت فعالیتهای خود بهره میبرد.

گاهی اسلامگراها در باره تعداد سلولهایی سخن میگویند که در اثر استفاده از الکل از بین میرود.
آیا تا بحال کسی تحقیقی در باره میزان مرگ سلولهای مغزی که در یک رمضان از کف مسلمانان میرود، تحقیق کرده است؟

و نکته ای از این اسف بارتر:
دختر بچه ای را در نظر بگیرید که علیرغم سن رشد خود و فعالیت بیشتر بدنی از بزرگسالان، مجبور است 16 ساعت گرسنگی بکشد؛
چه بلایی بر سر مغز او میآید؟
آیا کسی تحقیق کرده است؟

دستگاه گوارش انسان دارای هورمونهای بخصوصی است که بشکل سیستم پیچیده و بسیار دقیقی دستورات لازمه را برای کل بدن صادر میکند.
وقتی بدنی گرسنه میماند، بدن خود را به حالت شبیه کشوری (البته با مدیریت خردمندانه) در معرض قحطی میبیند. به همه سلولهای بدن دستور میرسد که کمتر مصرف کنند، میزان انتقال مواد مغذی به سلولها هم کاهش مییابد.
یعنی متابولیسم بدن کند میگردد.
حالا تصور کنید که معده فردی با خوردن سحری تا خرخره پر شود.
دستور هورمونها بر متابولیسم چه خواهد بود؟
بعد این بدن بدبخت 16 ساعت گرسنگی بکشد و سپس سر افطار تا خرخره پر شود.
رسماً هورمونها به حالتی مانند دیوانگی خواهند رسید.
نهایتاً در آخر چند روز متابولیسم بدن فلج میشود.

در طب بهترین نوع غذا خوردن اینست که “بمقدار کم” و به “فواصل کم” خورده شود.

هر کس خلاف این مسئله را بگوید یا از متابولیسم بدن زنده خبر ندارد یا انگیزه های دیگری دارد.
تصفیه خون و پاکسازی بدن و… حرف های نادرستی ست که پایه ی علمی ندارد و یا از جانب پزشکان بی مسئولیتی گفته میشود که به مصلحت را به حقیقت می فروشند.

در کنار آن ما به بعضی از مواد برای کارکرد صحیح بدن خود نیاز داریم: مثلاً به اسیدهای چرب اشباع نشده، به مقداری کلسترول، بعضی از اسیدهای آمینه، برخی از ویتامینها و مینرال ها که به عنوان کاتالیزور فرآیندهای متابولیسم بکار میآیند.
و…
از این روست که آدمی نیاز به خوردن غذاهای متنوع دارد تا بتواند این موادی را که کبد خود قادر به تهیه آنان نیست را تهیه کند.
حالا نگاهی به منوی سحری و افطاری ملت بیاندازیم.
بعضیها که لطف میکنند و سحری هم میل نمیکنند…
نتیجه:
موجود باد کرده و پف آلود
تنی چون پنبه، بی شکل
و ضعیف!

زخم معده و زخم دوازدهه (اثنی العشر):

از هورمون های گوارشی گفتم.
یکی از کارهای قسمتی از این هورمونها، تنظیم میزان ترشح اسید معده، همچنین باز و بسته کردن دروازه خروجی معده است.
این هورمونها را دیوانه کردیم
چه اتفاقی میافتد؟
میزان ترشح اسید معده از کنترل خارج میشود، مخاط دوازدهه حساس میگردد و دروازه خروجی معده گاهی محتویات اسیدی را بداخل دوازدهه میریزد.
نتیجه:
هفته اول رمضان، مراجعات نسبتاً کم است.
اما در هفته های بعدی استفراغهای جهنده خونی کف و دیوارهای سفید اورژانش را رنگین میکند.
آیا کسی از آمار دقیق آن مطلع است؟
نه
ما فقط میبینیم به اندازه هر قطره از آن استفراغها، خون میخوریم…

آغاز دیابت:

یکی از هورمونهایی که ستون فقرات تنظیم متابولیسم است، انسولین میباشد.
انسولین میزان قند خون را تنظیم میکند. اگر قند زیاد در دست و بال باشد، انسولین بداخل خون ترشح شده،میزان مصرف قند توسط سلولها را افزایش میدهد. از طرفی دیگر به کبد دستور میدهد که قند را گرفته و بچربی تبدیل سازد.
برعکس همین مسائل در هنگام گرسنگی پدید میآید.
حالا سی روز، به تواتر چند ساعت، تا خرخره بخوریم و بعد گرسنه بمانیم.
چه بلایی بر سر تنظیم انسولین میآید؟
برخی از لوزالمعده ها بشکلی در ساختن انسولین تنبلند (حالا بعلت ژنتیکی یا…)
تا بحال بشکل کجدار مریضی، میزان انسولین بدن را تأمین میکردند (این را هم در نظر داشته باشید که پیدا کردن screening چنین انسانهایی borderliners در جامعه هزینه “غیر عملی” دارد)
اما در برخورد با این فراز و نشیب های ناگهانی در ماه رمضان به ورشکستگی خواهند رسید.
آیا کسی خبر دارد که یک ماه رمضان چند بیمار دیابتی به جامعه هدیه میدهد؟
آیا عوارض نهایی دیابت را میدانید؟ (کوری، از دست دادن کلیه ها، التیام نیافتن زخمها، که حتی گاهی به قطع اندامها میانجامد و…)
آیا میدانید که هزینه یک بیمار دیابتی برای جامعه چقدر است؟

سنگ کیسه صفرا:

صفرا ماده ایست که برای هضم غذا از طرف کبد تولید و در کیسه ای به همین نام ذخیره میگردد.
وقتی که یکباره غذای چربی میخوریم، به این کیسه دستوری صادر میشود که محتویات خود را در داخل دوازدهه خالی کند.
البته بیشتر اوقات صفرا در درون کیسه میماند و ته نشین شده و تشکیل سنگهای ریز و درشتی را میدهد.
حالا باز تصور کنید که سر افطار، فرد روزه دار غذای چرب و نرمی را بعد از مدت مدیدی روزه داری خورد.
این سنگها راه میافتند و چون اغلب از ضخامت مجراها بزرگترند، در وسط آنان گیر میکنند.
فقط محض امتحان بروید و نگاهی به لیست عمل بخش جراحی عمومی در هفته های پایانی رمضان بیاندازید…
فقط همین را برایتان بگویم که درد سنگ صفرا (کولیت) یکی از وحشتناکترین دردهای روی جهان است که فرد از روی درد خود را از زمین به سقف و از این دیوار تا به آن دیوار میزند.

و وحشتناکترین:

پانکراتیت حاد :

بدن برای هضم پروتئینها از آنزیمهایی بسیار قوی استفاده میبرد. این آنزیمها بشکلی است که در خارج از دوازدهه بی اثرند اما زمانی که با صفرا مخلوط شدند، صفرا چون چاشنی عمل کرده و به آنان قدرت میبخشد.
عموماً مجرای این آنزیمهای لوزالمعده با صفرا جداگانه بوده اما هنگام نزدیک شدن به دوازدهه بهم ارتباط مییابند. این ورودی که میگویم بسیار ظریف و کوچک است.
حالا تصور بفرمائید که مخاط دوازدهه ملتهب باشد.
یا اینکه سنگی که از کیسه صفرا براه افتاده و اتفاقاً سر دوراهی ایندو مجرا گیر کند…
این آنزیمی قوی در جایی خارج از دوازدهه (دوازدهه دارای روکش مخاطی خاصی است که آن آنزیم بدان بی اثر است) به چاشنی خود میرسد…
بلی
حدستان درست است
بدن شروع به هضم کردن خود میکند!!
علیرغم پیشرفت طب هنوز هم شانس مرگ برای پانکراتیت حاد بسیار بالاست.
آیا کسی حق یا بهتر بگویم “جرأت” آمار گیری تعداد پانکراتیتهای حاد ماه رمضان را دارد؟
(توضیح دهم که از علل پانکراتیت حاد یکی fasting و دیگری مصرف بالای الکل است که عمداً در کتب پزشکی ایران، از مهمترین مورد چشم پوشی میگردد ولی به مورد دوم شدیداً اشاره میشود)

امساک آب:

میدانیم که بیشتر بدن انسان را آب تشکیل میدهد.
آب حلال و محیط واسط فعالیتهای شیمیایی بدن است.
انتقال مواد به سلول و همچنین بعکس، توسط آب صورت میگیرد.

حال واقعاً مانده ام که فردی که متأسفانه از عنوان مقدس پزشک هم سوءاستفاده میکند، به چه منطق و چه آگاهی پیش زمینه ای، ادعا میکند که روزه یکماهه برای تصفیه بدن مناسب است؟

بدن انسان روزانه به دو و نیم لیتر آب احتیاج دارد.
البته این میزان بدون در نظر گرفتن تب و میزان تعریق (کلاً دفع آب) در نظر گرفته میشود.
متأسفانه بدن آدمی هم بگونه ای نیست که این میزان آب را به یکباره نوشیده و برای تمام روزش ذخیره کند.
دو عضو کوچک و نازنین بنام کلیه هست که علاوه بر دفع برخی از سموم از بدن، میزان آب بدن را هم تنظیم مینماید.
این تنظیمات هم مانند آنچه در باره گوارش گفتم، به یک سیستم دقیق نوروهورمونال (عصبی-غددی) تکیه دارد.

حالا در نظر بگیرید که فردی در وسط تابستان، آنهم در منطقه ای بیابانی از بدن خود آب را مضایقه نماید…
جدا از جریان سحری و افطار که و سپس تشنگی طولانی که باز سیستم نوروهورمونال را بحالت سردرگمی درمیآورد، ساده ترین حالت اینست که کلیه ها میزان کمتری آب ترشح خواهند کرد.
اما کلیه ها تا یک حدی میتوانند با خساست آب از دست رفته بدن را جبران کنند.
بعد از آن چه میشود؟
میزان آب موجود در رگها کاسته میگردد و به حالتی منجر میشود که به آن نام “شوک هیپو ولمی” یا شوک در اثر کمبود حجم میگوئیم.
اگر این شوک درمان نگردد، باعث خطرات شدید جسمی، نهایتاً مرگ میگردد.(مثلاً در وبا، انسانها از کمبود آب و شوک است که تلف میشوند و نه از میکروب.)

حالا نگاهی به فجایع امساک آب بیاندازیم:
1. کلیه ای با عملکرد مرزی (borderline)
شبیه به مطالبی که در باره انسولین گفتم در اینجا هم صدق میکند.
علل مختلفی باعث میشود که برخی از انسانها کلیه حساسی داشته باشند.
اینها در حالت عادی هیچ مشکلی از بابت تصفیه خون ندارند ولی سیستم تنظیم کلیوی آنها قادر به تحمل نوسانات بالا نیست و در صورت مواجهه با چنین حالتی امکان ایستایی کارکرد کلیه ها موجود میباشد.
باز هم متذکر شوم که مثلاً نمیتوانیم ادرار 24 ساعته یک میلیاردمسلمان را جمع کرده و به آزمایشگاه فرستاده تا کلیه های borderline را جداسازی کنیم یا ملیونها انسان را اولتراسونوگرافی کنیم تا ببینیم کلیه مولتی کیستیک (نوعی بیماری خانوادگی که در درون کلیه کیستهایی تشکیل میگردد) دارند یا نه.

2. (ATN (acute tubular necrosis
هنگامی که فردي، بهردلیلی مایع از دست دهد و دچار شوک شود، اگر این شوک بلافاصله درمان نگردد، سلولهای موجود در مجراهای ظریفی که در درون کلیه ادرار را جمع میکنند، میمیرند. جسد این سلولها بداخل این مجراهای ظریف میریزد و نهایتا باعث بسته شدن آنها میگردد.
اگر به چنین بیماری بلافاصله (منظورم از رگ) مایع نرسانیم، کلیه های خود را بشکل غیر قابل برگشتی از دست خواهد داد.

آیا کسی تا بحال خبر از تعداد افرادی که با یک روزه، برای تمامی عمر با کلیه خود وداع میکند، دارد؟
میدانید زندگی یک فرد دیالیزی چگونه است؟
آیا اطلاع از مخارج تعویض کلیه دارید؟
شانس باز پس زنی کلیه میهمان را میدانید؟

آیا میدانید که فردی که کلیه خود را تعویض کرده، باید سیستم ایمنی خود را تا ابد با انواع داروها مهار کند؟
جدا از زجری که بدوش آن انسان میافتد، یک بیمار کلیوی چه هزینه ای برای جامعه اش خواهد داشت؟

 

جمع آوری شده از سایت قدیم گفتگو دات کام .




خواندن / ارسال نظرات :0
بچه ها درس امروز شما جغرافیا ست، این انگلیس یک جزیره کوچولو در غرب افریقا ست
توسط میلاد پازوکی در تاریخ چهارشنبه (تیر شید) 14 مرداد 7032 آريايي ميترايي - 13:57:04 در بخش زنگ تفریح
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

مدیریت جهان که الکی نیست.آدم باید حداقل نقشه جهان را بلد باشد تا خدای نکرده فکر نکند انگلیس پایتخت بلغارستان است. انگلیس همانطور که همه می دانند جزیره کوچکی در غرب آفریقاست و اگر هم نباشد چون رئیس جمهور محبوب ما گفته است از این به بعد هم در غرب آفریقاست و هم در جنوب هند. بورکینا فاسو در شمال شرقی کشور پهناور غزه واقع شده و با ما رابطه خوب دارد . آلمان پایتخت (مید این جرمنی) است و یو اس آ همان شوروی سابق است که به حکم خدا و نفرین دین داران از نقشه جهان حذف شد. حالا باید تحقیق کنیم ببینیم اسرائیل کجاست تا اشتباهی ونزئولا را به جای اسرائیل از نقشه جهان حذف نکنیم. اگر خدا بخواهد و ما هر چه زودتر این کشور را با تحقیقات برادران مومن بسیجی و ارتش سایبری در گووووگووول پیدا می کنیم و حقش را کف دستش می گذاریم، انشاالله .




خواندن / ارسال نظرات :0
قابل توجه کاربران مسلمان
توسط میلاد پازوکی در تاریخ چهارشنبه (تیر شید) 31 تیر 7032 آريايي ميترايي - 14:45:37 در بخش خبر
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

اخیرا برخی از کاربران مسلمان این سایت ، اقدام به فحاشی و تلاوت آیات قرآن در این وبسایت نموده اند .

بدین وسیله اعلام میشود که هر گونه فحش و ناسزا در هر بخشی از این سایت نوشته شود مستقیما به حساب محمد بن عبدالله (پیامبر اسلام) و آل وی ریخته خواهد شد .



خواندن / ارسال نظرات :0
سوره اختاپوس
توسط میلاد پازوکی در تاریخ چهارشنبه (تیر شید) 24 تیر 7032 آريايي ميترايي - 07:28:51 در بخش زنگ تفریح
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

و تو چه دانی که "پُل" چیست؟(1) بخوان ای رسول ما داستان آن جام جهانی را(2) پس ما "پل" را اعجازی از برای آنان قرار دادیم(3) آنگاه که رسول ما به آنان گفت که این نشانه ای از سوی خداست(4) برای آنان که فوتبال دوست دارند(5) همگی به پاهای این هشت پا که حبل الهی است تمسک جویید و از او پیروی کنید(6) باشد که رستگار شوید(7) پس آن قوم عناد ورزیدند و آیت خدا را تکذیب کردند(8) و پیش بینی های وی را دروغ پنداشتند(9) گفتند که پدران ما طرفدار آلمان بوده اند، چگونه از ما می خواهی که اسپانیا را قهرمان این جام بدانیم(10) پس خدا آنها را ضایع کرد(11) و حقیقت فوتبال را بر آنان نازل نمود (که) خدا ضایع کننده ترین ضایع کنندگان است (12) اما نور فوتبال بر سیاهی دلهاشان اثر نبخشید(13) و رسول خدا و نشانه ما را تکذیب کردند(14) گفتند تو و این اختاپوس ساحرانی توانا هستید(15) و اسپانیا شانسی قهرمان شد(16) (ما) بر چشم (هوش) و دلهاشان پرده ها افکندیم (آنها) تیکی تاکا را دیدند اما ایمان نیاوردند(17) همانا آنها چون اختاپوس هستند بلکه از آن هم کمترند(18) و در این نشانه هاست برای آنان که تفکر می کنند(19)

با سپاس از کسری عزیز در تالار گفتگو .



خواندن / ارسال نظرات :0
اسلام دین دروغ و دروگویان
توسط میلاد پازوکی در تاریخ دوشنبه (مه شید) 15 تیر 7032 آريايي ميترايي - 14:41:10 در بخش نوشته های میلاد
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

به تازگی وزارت ارشاد جمهوری نکبتی اسلامی اعلام کرده که جوانان موظفند که مدل موی خود را از میان مدل های تائید شده آن وزارت انتخاب کنند .

حالا چرا دروغگو ؟

ویدئوی زیر را ببینید :



و البته اصل خبر از رسانه های جمهوری نکبتی اسلامی :

آفتاب: همزمان با روز عفاف و حجاب(بیستم تیرماه) همایش معرفی زنان کارآفرینان نمونه در مرکز همایش‌های صداوسیما برگزار می‌شود. 

در اطلاعیه ستاد برگزاری جشنواره روز عفاف و حجاب آمده است: با توجه به اینکه نقش آرایش‌گران در اجرای عفاف و حجاب در جامعه می‌تواند نقش موثری باشد، به منظور ترویج فرهنگ اسلامی و گرامیداشت روز عفاف و حجاب موسسه فرهنگی متین رویان با همکاری دانشگاه تهران و مراکز فرهنگی از سراسر ایران و مراکز آموزشی برای تغییر نگرش فرهنگ زیبایی با الگوهای اسلامی و ایرانی و ترویج آن بین خانواده‌ها به ویژه جوانان این مرز و بوم و جلوگیری از اشاعه مدل‌های غیرمتعارف این مرز و بوم نقشه راهی برای آرایشگران سراسر ایران ارائه می‌کنند. 

بنابراین گزارش، یکی از مهمترین برنامه‌های این جشنواره رونمایی از مدل‌های موی ایرانی برای جوانان است که به تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسیده است. 

این همایش با اهدافی چون ایجاد بستر فرهنگ مناسب در جهت ترویج رعایت عفاف و حجاب در جامعه، ایجاد بستر و فرهنگ مناسب در جهت پیشگیری از ترویج مدل‌های غربی و شرقی و ابلاغ مدل موی ایرانی، گرامیداشت روز عفاف و حجاب، ایجاد بستر و فرهنگ مناسب جهت ارتقا این رشته به عنوان هنر در جامعه، گرامیداشت سال همت مضاعف و کار مضاعف در اتحادیه‌های صنفی آرایشگران سراسر کشور، آموزش و ارتقا مهارت شغلی در زمینه تبلیغات، شناخت توانمندی‌های بخش خصوصی و تقویت آنها، بررسی راهکارهای ارتقا سطح کارآفرینی بانوان، تجلیل از زحمات و خدمات آرایشگران و... برگزار می‌شود.

منبع خبر از سایت آفتاب

از سایر منابع خبری وابسته به جمهوری اسلامی :

جهان نیوز - ایلنا - تابناک - وطن

اسلام دین دروغ و نیرنگ است و اسلامگرایان مشتی فاسد و دروغگو که سرزمین ایرانیان را اشغال کرده اند .



خواندن / ارسال نظرات :0
گوزیدن ممنوع !
توسط میلاد پازوکی در تاریخ آدینه (ناهید شید) 29 خرداد 7032 آريايي ميترايي - 08:07:18 در بخش نوشته های میلاد
ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ

عنوان این نوشتار شاید در نگاه اول کمی بی ادبانه به نظر بیاید ! ولی آنچه که میخواهم بنویسم یک داستان است ، داستانی که مشابه آن امروز در کشور ما در حال اتفاق افتادن است و اگر مردم متوجه این داستان نشوند سرشان کلاه گشادی خواهد رفت .

در کل زمانی به سرم زد این داستان رو بنویسم که بعد از اندکی وبگردی به این اسکن از قبض جریمه بد حجابی برخورد کردم :



خوب بریم سر داستان :

روزی روزگاری در یک شهر دور افتاده مردمی در زیر سایه فقر و بدبختی تمام زندگی میکردند .

با اینکه شهر در منطقه ای خوش آب و هوا و با بیشترین منابع طبیعی و زمین های کشاورزی و معادن طلا و جواهرات قرار داشت ، ولی مردم بیچاره به زور شکم خود را سیر نگاه میداشتند .

تا اینکه یک روز ، یکی از اهالی که کمی تیزبین و باهوش بود با خودش فکر کرد ، ما که در سرزمینی با این همه نعمت های فراوان داریم زندگی میکنیم ، چرا تا به این حد فقیر و بیچاره هستیم ؟

برای یافتن جوابش فکر ها کرد و تمام گزینه های موجود را بررسی کرد و سر انجام متوجه شد که حاکم ظالم آن سرزمین تمام آنچه حق مردم  است را برای خود بر میدارد و در حقیقت مال آنها را میدزدد .

این شخص تصمیم گرفت که این خبر رو به مردم بده و سایه ظلم و دزدی حاکم رو از سر مرد کم کنه ، مردم بعد از فهمیدن این واقعیت دست به شورش زدند و تصمیم داشتند تا حاکم را پایین بکشند .

حاکم که این وضع را دید ، با وزیر مکار خود مشورتی کرد ، که آیا بهتر نیست آن جوانی که این خبر را به مردم داده سر به نیست کنیم ؟

وزیر پاسخ داد : قربانت گردم اگر هم این کار را بکنیم ، دیگر خیلی دیر است و فایده ای ندارد . بهتر است مردم را مشغول داستان دیگری بکنیم تا حواسشان از دزدی ما پرت شود .

حاکم گفت : چگونه این کار را بکنیم ؟

وزیر در جواب گفت : قربان در یک اعلامیه رسمی ، گوزیدن را ممنوع اعلام کنید و برای متخلفین هم جرایمی را مشخص کنید .

حاکم با تعجب پرسید : خوب این چه سودی به حال ما دارد ؟

وزیر در پاسخ حاکم گفت : قربان شما به من اطمینان کنید و اگر آنچه میخواستید برآورده نشد ، من را مجازات کنید .

در طی این گفتمان حاکم در رابطه با ممنوعیت گوزیدن متنی آماده کرد و آن را به مردم ابلاغ کرد و اختیار تام هم به وزیر داد تا با متخلفین برخورد کند .

وزیر هم تا جایی که میتوانست سخت میگرفت ، اگر کسی در اماکن عمومی شهر خود را خالی میکرد ، گردن زده میشد و اگر در منزل و یا جاهای خصوصی بود تا سرحد مرگ شلاق میخورد و اگر سن و سالش کم بود جریمه نقدی میشد و یا زندانی میشد ، همچنین وزیر برای کسانی که تخلف دیگران را گزارش میکردند جوایزی در نظر گرفته بود .

چندی نگذشت که مردم در خفا و یواشکی خود را خالی میکردند ، کم کم این در خفا گوزیدن تبدیل شد به نوعی اعتراض مردمی و در مجالس میان روشنفکران شهر و مردم عادی همه میگوزیدند و به ریش حاکم میخندیدند که ما گوزیدیم و او نفهمید .

اما در کاخ خبر دیگری بود ، حاکم و وزیر به ریش مردم میخندیدند که چگونه آنها را در کثافت کاری خود غرق کرده اند و برای همدیگر میگوزند و  همه چیز را فراموش کرده اند و از دزدی اموالشان توسط حاکم و وزیر غافلند .

امیدوارم که مردم کشور ما ، با این ترفند حاکمیت به خوبی کنار بیایند و به سرنوشت مردمان آن شهر گرفتار نشوند .



خواندن / ارسال نظرات :0
برو به صفحه  [1] 2 3 4
  • قدرت سایت توسط : e107 , تحت قوانین GNU GPL
    License. 2009 ©Tazinameh.com - مدیریت : میلاد پازوکی - Milad Pazouki
    زمان بازسازي صفحه :6.8912 ثانيه, 0.9890 براي هر جستجو .